جای تو خالیست
من که میدانم شبی عمرم
به پایان می رسد لحظه ی خاموشی من
سهل آسمان می رسد پس چرا عاشق نباشم
دوستت دارم عزیزم
نمی دانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است
چه زجری می کشد انکس که
انسان است و از احساس سرشار است
اگر روزی بشر گردی
ز حال و روز ما خبر گردی
پشیمان می شوی از قصه ی خلقت
زمین و اسمان را کفر می گویی نمیگویی؟
اگر روزی بشر گردی و از عرشت به زیر آیی
لباس فقر پوشی و غرورت را برای تکه ی عشقی
بریزی زیر پای نامردان
زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
خوشبختی، نامه یی نیست که یکروز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آنرا به دستهای منتظر تو بسپارد.
خوشبختی، ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر.......
به همین سادگی، به خدا به همین سادگی، اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر.....
خوشبختی را در چنان هاله یی رمز و راز، لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو بریزیم که خود نیز درمانده در شناختن شویم...
خوشیختی را چنان تعریف نکنیم که گویی سیمرغی باید، آنرا از قله ی قافی بیاورد. خوشبختی، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده و عطری ست باقی که از آغاز تا پایان این راه، همیشه می توان بوییدش. خوشبختی را ساده بگیریم ای دوست، ساده بیگیریم.
خوشیختی راه تنها به مدد طهارت جسم و رودخانه ی کوچک مان نگه داریم.
امشب تمام خويش را از غصه پرپر ميكنم 
گلدان زرد ياد را با تو معطر ميكنم
تو رفته اي و رفتنت يك اتفاق ساده نيست
برای تو
چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت را ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اين كه لبريز از كينه و نفرت شي حس كني كه هنوزم دوسش داري چه قدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير اوار غرورش همه ي وجودت له شده
چه قدر سخته تو خيالت ساعت ها باهش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچي به جز سلام نتوني بگي
چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري
چه قدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني و اون وقت اروم زير لب بگي
گل من باغچه ي نو مبارك
|
عشق يعني........ |
|
|
عشق يعني سرزمين پاك من عشق يعني لحظه بيداد من عشق يعني ليلي و مجنون شدن عشق يعني وامق و عذرا شدن عشق يعني مسجد الاقصي من عشق يعني كودك فرداي من عشق يعني كلبه دل ساختن در قمار زندگي جان باختن عشق يعني چشمهاي پر ز خون درد و غم يكجا بهم آميختن عشق يعني دردهاي بيشمار گريه كردن, سوختن, افروختن عشق يعني كعبه اسرار من عشق يعني مخزن الاسرار من | |